مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

428

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

تو را امروز همچون موى آتش ديده مىبينم * كلام آشفته بر تفسير زلفت ، شانه مىسوزد نمىريزد كسى بر آتش بىتابىام آبى * به عالم آشنا مىگردد و بيگانه مىسوزد به نيم‌جان من اى بىوفا بر من عطوفت كن * تو بر كاه من آتش مىزنى و دانه مىسوزد نگاه گرم در ميخانه‌ها از كاه كمتر شد * مى از خم تا برآيد ، شيشه و پيمانه مىسوزد به ياد آن گل‌رو ، سيدا شمعى گر افروزى * به گلشن بلبل و در انجمن پروانه مىسوزد چكيده‌هاى ديگر از ابيات سيدا : هركه خود را مىكند در بزم نادانان صفت * پيش كوران دعوى صاحب جمالى كرده است محتسب مرد و صراحى سجده‌هاى شكر ساخت * شيشه را از باده خالى ، مرگ اين بىپير كرد گر ز من كرده است سنگ سرمه‌گردان نگاهت را * الهى خاك گردد سرمه و آتش به سنگ افتد [ 255 ] سيلى مستقيم ملا سيلى مستقيم را برخى سهيلى خوانده‌اند . به‌هرحال او از شعراى مشهور قرن 11 هجرى بود كه قريحه‌اى خوش و ذوقى سرشار داشت و در عصر حكومت ندر محمّد خان مىزيست ؛ ولى نصرآبادى در كتاب تذكره خود او را معاصر حكومت سبحان